شاه من غدر نیست. 

شاه غدر شاید خیلی خوب باشد   مثلا.....


امکانات برای دانش آموزی فراهم آورد به دانش اهمیت دهد به دنبال کسب آسایش باشد اهل هنر و زیبایی باشد اهل برابری و محبت، اهل عشق و علاقه و جوان پسند

اما آقای شاه غدر من چند سوال از شما دارم

شما جهان را چگونه تفسیر می کنی؟

شاید سوالم بی هوده باشد اما پس از آن خواهم پرسید انسان از منظر شما چگونه موجودی است؟

و سپس خواهم پرسید ما باید به کجا برویم؟

آیا حقوق بشر با نظریات دانشگاهی عملی می شود؟

یا در جامعه ای که هدفش کسب قدرت است؟

آیا ما باید بهتر بخوریم و بهتر بپوشیم و بهتر به اعمال جنسی بپردازیم و هنر و علم را در این راه به کار گیریم؟

آیا اگر من بخواهم بهتر بخورم و بیاسایم به آسایش دیگران فکر خواهم کرد؟

و اگر به او فکر کردم و او را هم پوشاندم و خوراندم آیا او به دیگران فکر خواهد کرد؟

و اگر من فرهنگ برترم چرا او فکر نکند که فرهنگ برتر  است؟

چه چیزی من و او را فریب می دهد؟

آیا حقوق بشر این است که من با دوربین به سوی مردم آفریقا بروم و با آنها عکس بیاندازم ؟

آیا من می توانم از منابع آنها استفاده نکنم ؟

و اگر استفاده نکنم پیشرفت چه می شود؟

زندگی ایده آل؟

آقای شاه آیا شما همان مرد برتر بی رحم نیستی؟

و همان شاه بی شین؟

تازه غدر هم که هستی

در لباسی زیبا و انسان دوستانه؟

آیا انسان دوستی شما تبلیغ به عکس نیست؟

موعظه ای برای دیگران و به سود شما؟

تبلیغ در جهت خر کردن؟

آیا حقیقتا ما آزاد هستیم؟

آزاد برای خر شدن؟

شما زیبایی دارید اما فرجام این زیبایی چیست ؟

شما طبیعت دارید اما آیا صنایع با طبیعت آشتی خواهند کرد؟

آیا تلاش های ما در جهت نجات محیط زیست با وجود زیاده خواهی ها بی هوده نیست؟

راه نجات انسان چیست؟

چیزی توانمند تر از خودش؟

باز هم سوال دوم مرا بخوانید..............

نه نخوانید که ما آن را بسیار خواندیم و با همین خواندن بود که متوقف شدیم و رسوبات بر سرمان نشست 

سوال دوم را نخوانید 

بلکه بشوید

و شاه من راه شدن است......