نامه ای از دوست خوبم محمّد حافظی

 به نام خدا

باز هم یک روز گرم تابستان,آدم در این گرما واقعا کلافه می شود......

 

به قول خانم جان تحمل سرما راحت تر از گرماست.روزهای تابستان اصلا برای من دلنشین نیست مخصوصا که  این آخری ها زاینده رود را هم بسته اند.قدیم ها هرکس که از گرما فراری بود ساعتی را کنار رودخانه می گذراند واز هوای دلچسب و صدای زیبای آن لذت می برد حالا که از آن رود زنده و پرآب تنها یک آب راکد باقی مانده است.می گویند ما در بحران آب به سر می بریم و باید حواسمان به این ذخیره گرانبها باشد.مگر در قدیم مردم چگونه زندگی می کردند که هیچ وقت با این بحران روبرو نشدند.شنیده بودیم بارها دچار قحطی شده اند اما بحران آب را هرگز.خانم جان تعریف می کند که در قدیم از توی هر خانه یک جوی آب رد می شد و تمام مادی های اصفهانی که الان به فضای سبز تبدیل شده  پر از آب بود.شاید قدیم ها هر خانه ای حمام نداشته که بعضی ها خود را هرروز بشویند و به پوست و موی خود برسند.شاید     قدیمی ها ساده زیست تر از امروزی ها بوده اند.شاید در قدیم کارخانه ای نبوده که از آب رودخانه استفاده کند.شاید قدیمی ها برای مسواک کردن دندان هایشان شیر آب را باز نمی گذاشتند.قدیمی ها آب کافی به پای گل و گیاه می ریختند و مثل باغبان های امروزی آب را ول نمی کردند و مشغول حرف زدن بشوند.درقدیم مردم با یک آفتابه و جارو حیاط خانه شان را صفا می دادند و مثل امروزی ها با شلنگ نمی شستند.قدیمی ها ماشین نداشتند که آب خوراکی خود را برای بیشتر جلوه دادن یک قوطی حلبی هدر بدهند.عمه تعریف می کند که در یزد باغبان ها پای هر درخت یک کوزه سوراخ خاک کرده اند و هر چند روز به چند روز آن ها را پراز آب می کنند که آب مستیقما به ریشه ی درخت برسد و از هدر رفتن آن جلوگیری کنند.هی چه می توان گفت,حرف زدن که فایده ای ندارد.همه می توانند خوب حرف بزنند ولی وقتی پای عمل بیایید همه میدان را خالی می کنند. در این مواقع است که آدم به سخن بزرگان می رسد.گاندی رهبر آزادی هند سخنی دارد که می گوید برای تغییر جهان ابتدا باید خودت را تغییر بدهی.شاید اگر از امروز افراد حمام رفتنشان را کوتاه تر کنند,ماشنیشان را دیر به دیر و با یک سطل آب بشویند,آب کافی به درختان بدهند و .... شاید این بحران را پشت سر بگذاریم و به ایامی خوش تر از قدیم برسیم.ایامی که زاینده رود زنده تر از همیشه و پر سروصدا تر از قبل جریان پیدا کند.بیخود نیست که قدیمی ها می گفتند قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.به امید روز های خوش و پر آب آینده