همیشه وقتی دلم می‌گرفت از این دنیا و از ظلم و جفا می‌گفتم مملکت شاه می‌خواد امشب هم یک لحظه از سریال امام علی را دیدم دلم گرفت خواستم بگم مملکت شاه می‌خواد.... 

دیدم داره. 

وای....

وای بر من که تو را می‌خوانم بدون آن که آماده باشم و می‌خواهم تو بیایی و بشوی موسای این قوم بنی‌اسراییل که می‌گویند خودت بیا و برو با دشمنان بجنگ و ما گرفتار دنیاییم گرفتار هزار کار و تو هم حتما باید بیایی اما نسبت من با تو؟

هنوز معلوم نیست.

از وقتی خودم را شناختم هر وقت خواستم تو را در زندگی‌ام وارد کنم نشد. شاید می‌ترسیدم . اما از چی؟

هر وقت خواستم خودم را وقف تو کنم دستم لرزید چون من آزادی می‌خواستم.

اما مگه الآن آزادم؟