اینجا همیشه من بدون تو اسیرم

از ترس این حکم ابد ترسم بمیرم.......

گفتی هر از گاهی سراغم را بگیرید

من هم در این زندان سراغت را بگیرم ؟

زنگت زدم گفت مشترک در دسترس نیست

یک فکر هایی آمده پس در ضمیرم

گفتی به تو یک مشت خاک خوب دادم

بی آب باور کن همین هستم ، کویرم  

بی آبی و بحران و اینها را ولش کن

یک قطره از دستت چکد من سیر سیرم

می خواهم از تو چیز هایی ، پول ، خانه

مثل شهنشاهان هزاران تن اجیرم

نه من نمی خواهم از این ابزار و احشام

هر چیز باشد باز بی مایه فتیرم

وقتی تو باشی من هزارم خوب و آزاد

وقتی نباشی صفر صفرم من ، فقیرم

وقتی تو باشی دشمنانم مثل موشند

وقتی نباشی خواب می بینم امیرم

حرفی ندارم ، مشکل من نیست اصلاً

انگار می خواهی نشنوی تو جیر جیرم