زندگی می‌کنم و زندگی می‌کنم

اما لحظاتی وا می‌مانم و ترمز را می‌کشم 

با خود می‌گویم چرا؟

به کجا چنین شتابان؟

لحظاتی که از دیگران خسته‌ام و از خود ناامید

اما پس از چندی به خود باز می‌گردم و...

دوباره زندگی می‌کنم

هیچگاه جوابی برای آن سؤال گذرا نیافتم

و هدف زندگی را درک نکردم

اما این اواخر هر بار به خود می‌گویم:

زندگی می‌کنم تا معنای زندگی را بفهمم

نمی‌دانم کی قرار است در مغز من فرو برود که ما برای کامل بودن نیامده‌ایم برای کامل شدن آمده‌ایم