(می‌خواستم دوباره دوچرخه را بیارم بیرون پیدا نشد  این قالب را انتخاب کردم)

Image result for painting of mirror way

 

انتخاب چیه؟

وقتی چند تا راه داری و باید یکیش را بری

وقتی چند تا شکلات هست و باید یکیش را بخوری

وقتی چند تا کار هست و باید یکیش را انجام بدی

و مشکل اساسی هم اینه که به کدوم بگم آره کدومی را جواب کنم

هر انتخابی یه شرایطی واقعی را در آینده برای ما بوجود میاره و ما هم یه تصوراتی از عواقب اون داریم  

علاوه بر همه این ها احساساتی که به ما القا میشه هم هست

مثلا احساس ترس 

احساس عدم توانایی

خاطره تلخ

و خاطره و ما اداک ما تره

خاطرات و پیش زمینه های ذهنی خودآگاه و حتی ناخودآگاه قسمت بزرگی از تصمیمات را رقم می‌زنند

این که چقدر یک غذا را دوست داریم نتیجه خاطرات  ماست 

خاطرات یک مجموعه

یعنی از پرز های زبان گرفته تا معده و چین روده 

و رقم زدن این خاطره درونی هم به عوامل مختلف مربوطه

از هم سفره ها گرفته تا آب و هوا و دورچین غذا

همه این ها هم تا حدودی بر می‌گرده به خاطرات قبلی 

و اصل قضیه این جاست که مجموعه خاطرات خوب و بد با هم به نمایش در می‌آیند تا یک انتخاب را رقم بزنند

حالا اگه بخوایم افق دیدمون را عوض کنیم

این خاطرات در اصل همان خواطر و سختی های انتخاب اند 

و هر کدام فاقد حقیقتند

تنها توهماتی هستند تا دلبستگی ما به حق را بسنجند

چرا که در حقیقت چند گزینه برای انتخاب وجود ندارد 

وقتی انتخاب کننده از این افق نگاه کند 

باید خود را از خطر خاطرات حفظ کند و تسلیم امر حق شود

در مجموع اگر خواننده ای احیانا عبور کرد هیچ حسابی روی این سطور باز نکند که مرور خاطرات یک ذهن آشفته است پیرامون یک مسأله نا مشخص

هزار نکته باریک تر ز مو این جاست        نه هر که سر بتراشد قلندری داند

 

 

و در مورد دیس لایک بگم   من از مخالفت شما خشنود می شم 

اما خشنود تر وقتی خواهم شد که نظر مخالفتون رو بیان کنید 

اینجوری خیلی برای رشد بنده بهتره و باعث کاهش احساس تنفر و جایگزینی نصح در مخالف می شود