میگم از چی بنویسم؟

میگن از دلت بنویس

خوب آخه....

چی بگم

خرابی از همین دل نا لوطیه

سؤالم را بزارید یه جور دیگه مطرح کنم

چرا باید برای دلم بنویسم؟

برای کدام دلم باید بنویسم؟

چطور برای دلم بنویسم؟

نه اصلا یه جور دیگه

چرا باید دل داشته باشم؟

چه دلی باید داشته باشد؟

جطور باید دل داشته باشم؟

اصلا بابا من به همه هزار بار گفتم بازم میگم

اونی که میشه آب چیه؟

دله

خب من مشکلم از دله دیگه

این دله کار نمیکنه

تو اون نامه کذایی هم گفتم

اما الآن مشکلش اساسی تر از خود در گیریه

اصلا مشکلش خود در گیریه

این دله به هیچ جا وصل نیست 

اصلا اهل اتصال هم نیست

البت ما منطق و راه و رسم اتصال را بلدشیم

فی المثل یک مسل

این که برای که باید در  این جا نوشت

جواب دلانه اش اینه که معلومه دیگه برا مردم دلم میخواد خواننده داشته باشم هوار تا نداشتم هم به ... left اسب zoro

اما خب این جدیت در منطق دل یه آرامشی هم لازم داره که بستگی به اون نقطه اتصال اصلی داره

که رسیدن به اون نقطه یه کمال انقطاعی میخواد

الآن آمادگیش را دارم

و اولین گام دلانه ام هم

بماند 

یا شهرام