سلام خدمت خواجه شمس الدین را این بار تند تر میکنیم

تا از کنار قبر مقدسش به سرعت برخیزیم و برویم برسیم به آب رکن آباد

البته آب رکن آباد خودمان

رکن آباد ما دلیل ندارد که همان رکن آباد حافظ باشد

همانطور که رکن آباد حافظ مزرعه ون گوک نیست

و حافظ اگر به آب رکن آباد دل خوش داشت ما به آب خاصیدل خوش نداریم

چرا که عازم کوهستان یا شبه تپه هایی داخل شهر شیراز هستیم

که بی آب و علفند اما با صفا

و نمیدانم از کجا می آید این صفا

و این مردم بیکار و باحال که عده ای شان را اکنون در این کوه ها و عده ای دیگر را شب در باغ و کوچه باغ و عده ای را هم لمیده جلوی تلویزیون و یا عده ای را بعدا لمیده در شبستان حضرت شاه چراغ خواهیم دید

و این یعنی زندگی به سبک شیراز

وقتی سالاد درست کنی از خیار و گوجه و پیاز با چه لطافت و ظرافت و آب غوره بریزی آن هم آب غوره شیراز و بعد بخوری که جگرت حال بیاید یعنی با حالی و برای خودت و لذتت اهمیت قائلی و اهل ظرافتی نه کیاست

حسی که در کوه هست اما برتر است از حسی که در باغ و کوچه باغ است 

اهل کوه و هوای کوه همیشه برای خودشان فاز جدایی دارند

وقتی بالای کوهی بالاتر از شهر هستی و به آسمان نزدیک تر و از بقیه کوشا تر و بینا تر

پس حالا میتوانی نفس بکشی

و این نفس راحت کشیدن مزد گام برداشتنت است