اگه حس کرده بودی حسمو حست عوض میشد
برای حس من احساس حست، بی غرض میشد

بیا با حس من حس کن که احساسم چه حساسه
بیا حس کن که حس من دچار حس وسواسه

همش حس میکنم حست یه حس تازه پیدا کرد
همون حس غریبه بسته ی احساستو واکرد

توی کله ات چی بود وقتی که رفتی؟هان! چی حس کردی؟
تو که حرفای بی احساس گفتی، فس و فس کردی

نمیخواد باز بگی حس منو حس میکنی بازم
مث لاستیک پنچر داری فس فس میکنی بازم

اگه حس میکنی حسم واسه احساس تو حس نیست
بگیر دست منو حس کن که حس من وایرلس نیست

که با این حس تازت تازگی ها خیلی درگیره
یه حسی داره که مثل نخ جوراب در میره

یه روز که رفتنِ احساستو حس کرده بودم من
مث اسپیکرای کهنه خس خس کرده بودم من

حالا که این ترانه پر شد از احساس، بردارش!
نه توی دفترت، تو هارد احساست نگه دارش!


اسماعیل امینی