بعضی وقتام هست که دلت میخواد یکی قبول کنه با چکش بزنه توی سرت

از بس که فکر میاد و میره توی این سر و کار و زندگیت را مختل میکنه

و خودت هم میدونی که چقدر همشون بی اهمیتند

همین

از ریشه ای که دواندم فراریم

ای لمس دست تو بر پیکرم تبر

بی تو چه نام و نشانی چه حرمتی

بفروش نام مرا و مرا بخر