دلم میخواست دقیق تر بررسی حجاب های علم را بشود بکنم اما در همین حد بررسی اخلاقی می تواند جامع باشد

1. آرزوی مرجعیت علمی یافتن و به تبع آن سخن رانی که خب از علاقه به بازگویی یاد گرفته ها ناشی میشود 

و مسأله مراجعین که البته آدم در خیلی مواقع خودش نمیخواهد اما کم کم از بالا نگاه کردن به مسائل چرا که دانش نور چشم است و نور چشم افق را روشن می سازد و این افق دل را می فریبد که ما بله و بقیه همه نخیر

و البته اکثراً هیچ کس انتظار ندارد اما تبعا عادت به احترام و دست بوسی 

2. آرزوی علامه دهر شدن و همه چیز دانستن و علاقه به جمع کتب و باز ماندن از همه چیز

3. دور شدن از مبدأ و توحید عملی که در عبودیت و احساس فقر است

چرا که علم و قدرت دو بال انسان است که تبعاً می توانند به او توهم مالکیت دهند (داستان جمشید)

در همین مسأله توحید عملی خوب است مسأله باند بازی را هم بگویم که علاوه بر تحت تأثیر گروه قرار گرفتن ناشی از تحت ولایت زر و زور و تزویر قرار گرفتن نیز هست

و یادگار من در این مدت که ان شا الله نیستم:

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم  

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم