هنرنامه

نامه‌ای که به همه می‌رسد

هنرنامه

نامه‌ای که به همه می‌رسد

۹۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هنر نامه» ثبت شده است

۲۶
دی
این (click) را ببینید
نظر؟

  • علی حق جو
۱۶
دی

winter.jpg (1440×1280)

 

موضوع انشا: برف

زمستان ها خیلی خوش میگذرد (:--) زیرا زمین چون عروسان سپیدپوش می‌شود(:-----) و ما در زمستان کمتر کار می‌کنیم و ننه سرما نه تنها نمی‌تواند ما را از هم جدا کند بلکه از آنجا که گفته اند عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد باعث نزدیکی هر چه بیشتر ما و دوستانمان می‌شود(:-----------) سرگرمی مان از گرمی سخن بزرگتر هاست و شیرینیمان از زبان شیرین اطفال و نمکمان از نمک شوخی جوانان(:-----------------------) انشای ما باید یک صفحه شود ولی در میان این همه دروغ یک راست خدمت معلم و همه‌ی همکلاسی هایم بگویم (بله معلم و همکلاسی ها، راستی چرا ما انشا را برای جلب نظر همکلاسی ها نمی‌نوشتیم و از آنان نمره نمی‌گرفتیم شاید از همین جا می‌شد یاد بگیریم رضایت مردم مهم تر از رفع تکلیف و شعار و کسب درآمد است) بگذریم اما این که کم شد خوب شد دیگه انشام نمیاد چی کار کنم بجاش آواز مینشوییم


 

 

  • علی حق جو
۱۱
دی

Related image

من بر عکس همه.....



عه

داشتم حرف میزدم

من برعکس همه

همیشه نظم و برنامه ریزی را در تضاد میبینم 

ببین نظم یعنی امکان پیش بینی این که چی کجاست

و بهترین حالت برای نظم سکونه

پس بی برنامه بودن و بی کار بودن بهترین حالت نظمه

و این وری شد که عاشق بی برنامگی شدم

و کار ها را سر و ته هم آوردن و فیصله دادن

این طوری هیچ انگیزه و فکر و روشی به کار نمیاد

نمودنم چرا؟

مریض هم خوددی

من دیوانه ام 

و دیوانگی هم مرض نیست جرم هم نیست

تلاشی در جهت انسان شدن است



  • علی حق جو
۱۳
آذر

این مطلب یک کمی از حال هنرنامه ای بیرونه و تقریبا قاموسیه

یک مطلبی هست که من بهش میگم معنویات و الهیات غیر تعقلی

که شامل:   خاصیت معنوی اجسام و اعداد و ازمنه و اماکن فی نفسه و بنابر آن اعتقاداتی مانند : توسل به مواد و اذکار، اثر نطفه، اثر مال حرام بر شخص غیرغاصب، علم جفر و جادو، طالع بینی، فایده دعا و عبادت بدون توجه به منطق و فهم و احساس، قداست نماد ها به  خودی خود

              وجود انرژی های مثبت و منفی در اجسام: قدرت ایجاد بدون عمل، صدور انرژی نامشخصی از اجسام 

              و در کنار آن امکان احساس معنوی: احساسی نامشخص که از محیط به طور مستقیم به انسان القا می‌شود

              دخالت موجودات نامرئی بر زندگی انسان

              وجود عوامل غیر علی در زندگی

              وجود حکمت های نا مربوط با عمل در زندگی انسان

  

نظر من اینه که این موارد را هیچ پیامبری نه تنها اثبات نکرده بلکه رد کرده و پس از دوره پیامبران توسط جهالت مردم و روحانیت مردم زده رشد پیدا کرده است.

حالا نمدونم ولی خب این چیزا انگار هیچ اساسی نداره

کسی نظر نداره؟

              


  • علی حق جو
۰۳
آبان

انسان را مطالعه می‌کنم

انسان را در فلسفه و روانشناسی

در نگاه فروید و یونگ و نیچه و شوپنهاور

در علوم اجتمایی و از دیدگاه مارکس

از راه عرفان 

و از شهود ابن عربی 

از شطحیات حلاج 

از بنیان امام خمینی

و از تبیین شهید مطهری

و از کلام نورانی قرآن

از محضور گهربار ائمه

می‌جویم

اما هدف این است:

"من عرف نفسه فقد عرف ربه"

عرفان نفس چگونه حاصل می‌شود؟

می‌گردم و می‌گردم

به کتابی نمی‌رسم

اما

بالأخره

به یک مکان 

به یک زمان 

به یک انسان

می‌رسم

صحرای عرفات

روز عرفه

انسان عارف

اما 

از سیاق ماجرا معلوم است همه چیز نباید اینجا تمام شود

دعای دیگران نشان می‌دهد که پس از دعا خبری نیست

اما دعای عارف من آغازی برای یک حرکت است

پس حرکتی در پیش است

پس از آن صحرا و آن روز و آن انسان

صحرایی دیگر و روزی دیگر و انسانی دیگر

صحرای کربلا

روز عاشورا

انسان قائم

و این راه هنوز ادامه دارد

صحرایی نیست

 نمی‌دانم در کدام زمان 

اما می‌دانم در فضایی تنگ و زمانی دردناک و جمعی اسف بار

انسانی اسیر اما آزاده

مخذول اما عزیز

انسان مبلغ

و این راه هنوز ادامه دارد

رهایی از آن جمع اسفبار

هجرت به صحرای کربلا

در زمانی به نام اربعین

و این راه هنوز تمام نشده است

از قبله صدایی می‌آید

و داستان کربلا را یادآوری می‌کند

و ما هم پیاده می‌رویم به سوی قبله

ما؟

نه

همه  نه

فقط آنهایی که هر سال دلی را که یکسال از آن مراقبت کرده اند، آن دل عرفه دیده و قیام چشیده و مبلغ را در اربعین روانه قبله عشق می‌کنند


  • علی حق جو
۲۹
مهر

أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ 


"آیا ندیدی کسی را که معبودش را هوای خویش قرار داد؟"

چرا  من دیدم.

نکنه منظورت خود منم خدا.

دستت درد نکنه.

این بود جواب من؟

بابا نمیشه خوب نمیشه دیگه

دوباره اون سخنرانیرا برای من play نکن مخ جان نعععععع

عهههه

خو بابا من حدود و ثغور هوی برام مشخص نیست 

هوای نفس یعنی چه؟

مراقبه هم بلد نیستم

کسی هست به من یاری برساند؟

  • علی حق جو
۰۴
شهریور


  • علی حق جو
۲۷
مرداد

 

ما بعد المعین:

می خواهم از خودمان بگویم نمی خواهم بگویم ما تافته جدا بافته ایم نمی خواهم بگویم ما نژاد برتریم و نمی خواهم از خوبی هایمان و عشقمان به خاک و بوم بگویم اصلا قرارنیست از ما بگویم قرار است از عده ای از وارثان آدم بگویم مردمی که مثل همه سوابق و شرایط خاص خود را دارند و آرمان هایی آدم گونه دارند و می خواهند با عزت و اقتدار زندگی کنند 

متأسفانه این ملت عزیز مانند تمام ملت ها و مانند تمام موجودات روی زمین زندگی اش عجین با سختی ها شده است 

سختی ها و مشکلاتی که تا قسمتی مرهون لطف استعمار کهنه و نو و استکبار جهانی و تا قسمتی مرهون الطاف سلطنتی شاهان و خان هاست البته دانشمندان عزیز را هم فراموش نکنیم و نمایندگان مردم و سیاستگذاران پیش و پس از انقلاب و توسعه آورندگان و سازندگان و....

و نظام روحانیت که قرار بود روزی اساس تمدن ما بشود و می رفت که بشود و نشد، چرا؟ 

نظام ابن سینایی و خواجه نصیری و میردامادی پر از اخلاص و شوق علمی بود و نه تنها این بزرگان بلکه سیل عظیم پویندگان راه و اطلبو تمدن بزرگی ایجاد نمودند اما تمدنی که نظام نداشت، آموزش منسجم نداشت و در آن فقط به نخبگان توجه می شد و تمدنی که در آن مجالی نبود برای عدالتخواهی و حاکمیت اسلامی و ظهور علم در زندگی مردم و خروج آن از تجملات دربار و خروج غده ی سرطانی شاه از زندگی های برادرانه ی آن جامعه

تا این که روزی مردی آمد و سخن از درد دل ما گفت و انگار ما هم از درون آماده بودیم و جوشیدیم اما گروهی از ما نرم نرمک باز خوابمان آمد و یادمان رفت که می گفتیم ان الله لا یغییر ما بقوم حتی یغییروا ما بانفسهم و نشستیم در سایه و خواستیم اوضاع امن باشد امن امن چقدر شبیه است این واژه به ایمان و ما ایمان را می دادیم به قیمت نان و گوشت و نفت و به جایش امنیت فکری و جانی و مالی برای خود و خانواده و ایلمان می خریدیم. امنیت بدون ایمان، امنیت واهی، امنیت شهوانی، امنیت پوچ

اما بودند کسانی که هنوز باور داشتند ان الله لا یغییر ما بقوم حتی یغییروا ما بانفسهم و آن راه را ادامه می دادند کسانی که انقلابی بودند، انقلابی، واژه ای که شاید برای خیلی از ماسنگین باشد. انقلابی یعنی خودجوش، منظم، مردمی، الهی و خود جوش یعنی از دل خود ما و نه دیگرانی که نیست در جهانند و منظم یعنی متناسب با استعداد های ما ،با هماهنگی ، با سرعت مناسب، با تقسیم وظایف، بدون موازی کاری و مردمی یعنی بدون چشم داشت یعنی علی گونه برای خدمت و الهی یعنی فقط برای خدا برای ارزش ها و برای ماندنی ها و بر اساس اصول

و عاقبت رهروان علی حسینی می شود:

 

Image result for ‫شهید حججی‬‎ 

 

 

  • علی حق جو
۲۷
مرداد

Related image

  • علی حق جو
۲۶
مرداد


زندگی می‌کنم و زندگی می‌کنم

اما لحظاتی وا می‌مانم و ترمز را می‌کشم 

با خود می‌گویم چرا؟

به کجا چنین شتابان؟

لحظاتی که از دیگران خسته‌ام و از خود ناامید

اما پس از چندی به خود باز می‌گردم و...

دوباره زندگی می‌کنم

هیچگاه جوابی برای آن سؤال گذرا نیافتم

و هدف زندگی را درک نکردم

اما این اواخر هر بار به خود می‌گویم:

زندگی می‌کنم تا معنای زندگی را بفهمم

نمی‌دانم کی قرار است در مغز من فرو برود که ما برای کامل بودن نیامده‌ایم برای کامل شدن آمده‌ایم



  • علی حق جو